دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
دوشنبه 26 فروردین 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام و صد سلام
میدونم میدونم خیلی دیر به دیر میام.خیییییییلی شرمندم
امتحانات میانترم و درسهای نخونده یه طرف،اسباب کشی و جابجایی هم طرف دیگه. در این سه ماه اخیر سه بار جابجا شدیم!!!داغون شدیم.خوبه که وسایل زیادی همراه نبرده بودیم.
بله دیگه رفتنی شدیم.مهندس رفت کاشان و بزودی منم میرم.
این هفته اصلا کلاس نرفتم.همش مریض بودم.سرماخوردگی و این جور چیزا...
الآنم داشتم درس میخوندم گفتم یه سلامی کرده باشم.
یه اتفاقات جالبی این مدت افتاد که دوسداشتم براتون بگم ولی خیلی وقت گیره.بلاخره سر ما هم کمی خلوت میشه دیگه
توجه کردید روضه ها چقدر خوش میگذره؟؟یه جورایی حال ادم بهتر میشه.این ایام رو از دید و بازدیدهای عید بیشتر دوستداشتم.
التماس دعا...شب بخیر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 فروردین 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام دوستای خوبم
احوال شما؟؟؟
آقا من دلم واستون تنگ شد...خیییلی
دلم آروم نگرفت ولی اومدم.تنهایی بدترم میکنه.من به تنهایی عادت ندارم.
این تعطیلات که واسه من ثمری نداشت.نه خستگیم در شد نه تفریحی داشتم.بخصوص اینکه مهندس تو تعطیلات پیشم نبود و رفته  سر پرژه بوشهر.فقط یه روز خاطره انگیز داشتم که خیلی بهم خوش گذشت.اونم تو روضه ی حضرت زهرا بود که سفره ی حضرت رقیه گذاشتیم جای شما خالی بود.خیلی باصفا شد.دعا کنید حاجتمو بگیرم!!نمیدونم درسته که از خدا اینطوری چیزی بخوام یا نه!!ولی  خدا که داره اینطوری به دیگران میده شاید به ما هم بده!!
از دوستای گلی هم که در ایم مدت به یادم بودن و پیام دادن متشکرم.خداییش خیلی مرام گذاشتید!

بنظر شما ایام تعطیلات برای یک طلبه چه طوره میگذره؟؟
سالهای اول طلبگی که وظیفه ی خونه داری به این شکل نداشتم و دیگران انقدر انتظار دید و بازدید ازم نداشتن.راحت تر عید رو برنامه ریزی میکردم.
با دوست جون جونیم برنامه ریزی میکردیم و تکالیف و تحقیق های درسیمون رو تو عید انجام میدادیم.باهم که بودیم زودتر پیش میرفتیم.درسهای تخصصی و مهم تر رو تو عید مباحثه میکردیم.صبح ها که معمولا کسی مهمانی نمیره و خانواده هنوز تو عالم خوابن همدیگه رو از خواب بیدار میکردیم و میرفتیم خونه ی هم و صبحانه رو باهم میخوردیم و دوساعت باهم مباحثه میکردیم.تا ساعت 11صبح هم برمگشتیم خونه.و در خدمت خانواده بودیم.برنامه ی خیلی خوبی بود.بعد از تعطیلات که میرتیم سر کلاس و همه در حالت منگی به سر میبردن.ما دوتا یا گاهی سه یا چهار نفر تند تند درس رو جواب میدادیم و به دیگران هم تو مباحثه ها کمک میکردیم تا به ما برسن و سطح کلاس بالا بره.کلاس خوبی داشتیم.همه به هم کمک میکردن.صفایی داره اینطور بچه زرنگ بودن.خدایا باز هم بچه مثبتی رو روزیمون کن!
شاید تو ذهنتون بپرسید که مباحثه چیه؟؟ان شالله که پرسیده باشید!
چند نفر که میخوان درس رو مباحثه کنن.حداکثر 3 فوقش چهار نفر
از قبل محدوده ی درس رو مشخص میکنن و اون قسمت رو به صورت جداگانه مطالعه میکنن و اشکالاتشون رو علامت میزنن و اگر تونستن خودشون به جواب برسن پیگیری میکنن و اگر نه که میگذارن در جلسه ی مباحثه از دوستانشون بپرسن.کلمات نامفهوم رو از فرهنگ لغت درمیارن و تا جایی که میتونن سر درس کار میکنن(یعنی متن رو زیر و رو میکنن.فردا در جلسه ی مباحثه حضور پیدا میکنن و یکی به قرعه باید درس رو برای دیگران توضیح بده.از روی کتاب درس رو توضیح میده همون طور که استاد برای شاگردش.باقی دوستان اشکالاتشون رو از اون میپرسن و باهم مشورت میکنن.و اگر اون شخص در توضیح درس اشتباهی داشت،به او متذکر میشوند و اشکالاتش رو میگیرن.خداییش کسی که مباحثه کنه دیگه امتحان دادن براش آب !!
بعضی از اساتید هم وقتی میخوان درس بپرسن،یه گروه مباحثه ای رو باهم صدا میکنن و از یک نفر میپرسن.اگر بلد نبود از یکی دیگشون میپرسه.دومی که زرنگی میکنه و جواب درست رو میده.استاد تحسینش میکنه و بعد مواخذه اش میکنه که چرا به این دوستت یاد نداده بودی تا جواب بده!!!خلاصه جریان داره این مباحثه.استادای حوزه هم سخت میگیرن ولی دوست داشتنی و مهربونن.
سعی میکنم بیشتر بیام.
دست علی یارتون...خدانگهدارتون!!!

بدجوری محتاج دعایم...خداوکیلی دعام کنید.




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام دوستان خوبه تنهایی من!
خیلی ساده و بی مقدمه میگم...
در این زمونه که شیعه کشی باب شده و فرمان جهاد میدن یه عده واسه کشتن برادرامون،همین زمونه که ما تو فکر پسته ی عیدمون هستیم،همین حال و هوای دنیویه خودمو میگم...که یادم رفته کی ام و چی ام! بهتره بجای حرف زدن و درگیری با نفس و خوردن غصه ی مشکلات روزمره که ولمون نمیکنن قدری به خونه تکونی کنیم این دله نا آروم رو.
ما که رفتیم ،وبلاگ و دوستای عزیزمو با تمامه خوشی در کنارهم بودن رو رها میکنم و با دلتنگی هام گوشه ای تفکر میکنم در حال خودم...
بهتره کمی به خودمون سختی بدیم و با آقا اشک بریزیم به حال گناهای خودمون...بهتره کمی از ظلم در جهان غصه بخوریم
رها بشیم از هر چی دنیاست
نه اینکه دست روی دست بذارم...نه
زندگی جاری است
دوباره میام ولی کمی طول میکشه.
یادمون نره که رهبر تنهاست.دلمونو باش صاف کنیم و باش همرنگ بشیم تا دله آقا امامزمان هم شاد کنیم.
اینجا رو خیلی دوسدارم...حیف
بروبچ بدرود....

وقتی در سرمای زمستان خداوند یک روز بهاری به تو هدیه بده با اون روز چیکار میکنی؟؟
من که سعی میکنم بیشتر نفس بکشم!
ولی بعضیا در همان روز،از خدا روز بهاریه دیگری رو طلب میکنن
کاش من جزو دسته ی دوم بودم!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی

محبوب من...
کمکم کن تا دلیل اشک های مهدی فاطمه، من نباشم!





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 12 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
شهدا شرمنده ایم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلاااااااااااااااااام.
خوبم.خوشم سرحااااااالم
برای این روزای کسل کننده واقعا شرمندم.جبران میکنم.
راستش در این زمان که ملت به پراید سوار شدن و پسته خوردنشون می نازند،ما به سفر یک روزه ی امروزم مینازم.
صبح با بروبچ پیاده میریم شلمچه.جاااااااای همتون خاااااالی!!!!!!!!
نمیدونید چقدر خوشحالم.آرزوم بود پیاده برم.
البته به ما نزدیکه.ولی ماهم سالی دوبار بیشتر نمیریم.توفق میخواد دیگه!!!
نائب الزیاره ی همه دوستان هستم.حتی شما که نظر نمی دید!جدی میگم.همتون با من هستید پیش گلزار شهدای شلمچه که غریبانه دور هم جمعند...
اومدم براتون تعریف میکنم.
در پناه خداوندی که بنده های صالحش رو گلچین میکنه و زودتر از اونی که ما فکرشو بکنیم پیش خودش میبره.
اینجا داره بارون میباره
امشب عجب صفایی داره!!!!!!!!!!!!!
شب بخیر.
یا حق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلااااااااااااااااااااام برو بچ
از حالم نپرسید که افتضاحههه.....ولی خب عیبی نداااااره دله من خیلی صبوره....صبوره!
آره جای نگرانی نیست.ملت به حالم میخندن شما هم بخندید.اصلا من موندم انگار خدا منو آفرید تا ملت شاد باشن!!!باور کن مریض میشم میخندن شیطونی میکنم میخندن،غصه میخورم میخندن،فقط در یه حالت بام نمیخندن...اونم زمانی که جوک تعریف میکنم.به جان خودم اصلا یه لبخند هم نمیزنن.در این مورد اصلا استعداد ندارم.
معمولا آروم گریه میکنم طوری وقتی اشکامو پاک میکنم یکی از در میاد تو اصلا با خودش فکر نمیکنه که این چشمای گود افتاده ممکنه اشک ریخته باشه!!!آخه چرا هیچکس نمیفهمه!
خلاصه اینم کمی از خصوصیات دختر بهشتی!
+راستی دیروز خاله جونم از در اومد تو خونه و داد زد دختر بهشتی کجاااایی؟؟؟؟؟؟ آخ منو میگی تو دلم قند آب میشد.خیلی بده که اونا همه تو رو اینطور خطاب میکنن و بعد اون دنیا منو ببینن که دارن مذاب میریزن تو حلقم و رو صندلیه آتشین نشوندنم و هی سیخ میکنن تو قلبمو و هی جونمو میگیرن و دوباره میدن تا هی عذاب بکشم!!!واسه این فکر کردم بخاطر اینکه آبروریزی نشه حداقل یکم مراقب اعمالم باشم تا شاید با شفاعت افرادی بتونم از جهنم فرار کنم.
+خلااااااااااااصه:جناب مهندس دارن یه فکرایی میکنن برای انتقال کارشون به شهر دیگه.من شنیدم خیلی ناراحت شدم اما از اونجایی که فعلا با زمین و زمان لج کردم موافقت نمودم و در حال پیگیری هستن.اگر که از اینجا برم داغون میشم ولی میخام برم.
+مطلب بعدی اینکه چرا خیلی از آدما احساس تنهایی میکنن؟؟؟؟؟چرا هرکس که تو خوشی های دنیا غرق نشده احساس تنهایی میکنه؟چرا حتی بعضی از متاهل ها احساس تنهایی میکن؟چرا خیلی از جوونا از تنهایی شون بیزارن؟یه دوستی دارم که عاااشق تنهاییه.میگه از تنهاییت استفاده کن ولی من در مقابل تنهایی اصلا سازگاری ندارم و خودمو به درو دیوار میکوبم!
اینا همه حرفای من بود تو این چند دقیقه .چون خیلی احساساتی هستم ممکنه تا دقایق دیگر نظر عوض شه.دیگه خود دانید!
+درضمن امشب سایت مهندس طلبه غوغا به پا میکنه.در یاهو جلسه ی پرسش و پاسخ برگذار میکنن.واااااااای من خیلی هیجان دارم!امیدوارم تا اون موقع مشکلی پیش نیاد برای شرکت کردن در این جلسه.آخ جون خیلی کیف داره
در پناه حق خوش و خرم و سعادتمند باشید

امروز هم کلاس نرفتم.بابا من حالم خوش نیست.گلوم خیلی درد میکرد هنوزم خوب نشده.واسم دعا کنید.از این هفته فقط یک روز کلاس رفتم!!!مدیر منو میکشه بلاخره.خوب بشم میرم خب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
چند می گویی به گوشم هفت دریا بین ماست؟
غیر دریا،هفت وادی،و صحرا بین ماست؟
چند می گویی که بین ما هزاران فاصله است؟
گر که صدها کوچه ی دور از تماشا بین ماست.
در رگانم مثل خون،جاری تویی؛حاشا مکن.
باز در گوشم مگو مهر و ثریا بین ماست.
در نگاه تو نگاهم می خورد صدها گره.
باورم هرگز نشد سرما و گرما بین ماست
من تو را در خانه ی دل دبده ام با چشم جان
تا به کی این ادعا داری که فردا بین ماست؟
جز تو در من نیست چیزی تا بگویم این منم
من نی ام غیر از تو گر دوری مبرّا بین ماست.
شعر از سیمیندخت وحیدی

تقدیم به بهترین داداش دنیام

سلام میگن خوبم!
شاید خوبم.
وضعیت واحدهای درسیم درست شده و این ترم آخره سطح 2ام خواهد بود.ان شاالله
تنهایی همیشه بد نیست ولی خیلی بده که بی نفس نفس بکشی.
به امید روزهای بهاری!
یاحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 26 بهمن 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام به همه ی دوستان گلی که میان و آروم  و بی صدا میرن.حتی نمیگن که اومدن.حتی یه احوالی هم نمیپرسن.حتی نظر هم نمیدن!!!!!
در کل سلام!
دارم به یه نتایجی میرسم.دیگه دارم میفهمم که نباید آرزویی داشته باشم.آرزوهای من برباد رفته است.
آرزو کردم خوشبختیشو ببینم.خوشبخت شد ولی من ندیدم!!!!!
آرزو کردم عروسیشو ببینم، عروسی کرد ولی منو دعوت نکرد!!!!!
آرزو کردم خنده هاشو ببینم،خندید ولی نه با من!!!!
دیگه آرزویی ندارم.
هیچ
فقط آقام ظهور کنه و زودتر برم اون ور شاید اونجا آرزوهامو ببینم.
...
...

هر وقت مهندس میره من یکی دو روز حالم بده.جسمی حالا روحی بماند!!!
اما این سری خیلی طول کشید.خیلی خسته و غمگینم.واسه اینه که زیاد نمیام.به هرحال ببخشید.
الآن از روی مطلب خداحافظی حساب کردم که از خداحافظی 6روز گذشته!!من فکر میکردم بیشتره...راستش انگار جونمو میگیرن.خانواده نگران شدن...حوصله ی دکتر رفتن رو ندارم.منتظرم خودم خوب بشم.
دعا بفرمایید لطفا.خیلی لازم دارم




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
یا رب نظر تو برنگردد...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 بهمن 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام سلام عزیزان دل
من خوبم.ملالی نیست جز دوری شما
قبل از عذرخواهی بخاطر غیبت صغرام بگم که مشهد بودم و همتون رو دعا کردم.روبروی ضریح در فاصله ی نیم متری.اسم تک تک شما رو بردم.تمام کسایی که با نظراتشون باشون آشنا شدم.ولی وقتی دستم به ضریح رسید دیگه هیچ کس رو نمیشناختم.جاتون خالی خیلی خوش گذشت.خلوت بود به نسبته تابستانها.
حالا نوبت عذرخواهیه!بعد از یک هفته مشهد از اصفهان نقل مکان کردیم به دیار خودمون اهواز عزیز که الآن هواش بهاری و عالیه.اسباب کشی و تحویل خانه و دسترسی نداشتن نذاشت که در کنارتون باشم.
حرف زیاده ولی ازپشت سیستم نمیشه گفت.راستش با این صفحه کلید راحت نیستم.
فقط اینکه قراره دوباره از مهندس جدا بشم.یعنی بخاطر کارش ازم دور میشه.بنابراین سلام روزهای سخت! در این مورد اصلا دلداریم ندید آخه تقریبا عادت کردم!
کلاسهای حوزه هم شرو شده ولی من سه روز غیبت کردم بخاطر جابجایی.از شنبه میرم.راستش دیگه دوستام و همکلاسیام تو حوزه نیستن خیلی واسه شنبه ذوق ندام.
راستش زیارت امام رضا برای من و مهندس یه دلیل بزرگ داشت که میخوام شما هم دعام کنید.برای بهبود سلامتی من و زندگیمون و آرامش من و کم شدن استرس هام.
الحمدلله رب العالمین
زود میام واسه نظرات جواب میدم.از همه ی دوستانی که در نبود من اومدن اینجا اول معذرت میخوام و بعد تشکر میکنم.
به امیدروزهای روشن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 بهمن 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
آآآآاااااااااااخ جوووووووووووون
تمام شد.آآاخیییییش!!
چند روز نبودم بخاطر اینکه امتحان آخریا خ مشکل بود.باید ببخشید.ببخشید دیگه اه
کلی حرف دارم بر ای گفتم.ولی فعلا باید به خونه برسم این روزا شبیه این خوابگاه دانشجویی ها بود آخه مهندس هم امتحان داشت.فقط درس میخوندیم و به خونه نرسیدم.الآنم شدید گرسنمه.دیشب هم نخوابیدم.اصلا من چرا اینجام؟؟؟

راستی آغاز ولایت آقا رو تبریک میگم.خداییش روز خوبیه امروز.حتی اگر استرس امتحان هم داشته باشی باز خوشحالی امروز میچسبه.یه جوراییه.درسته دلتنگشیم و یه چیزی کم داریم و غصه ی گناهامونو داریم  ولی امروز رو جشن میگیریم تا همه بفهمن سایه ی بالا سر داریم و آقا هست.الهی فداش بشم.کاش زودتر بیاد حتی اگر ما آدم نشدیم،حتی اگر پر از گناه بودیم.
اللهم عجل لولیک الفرج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 دی 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام
به دعای خیلی از بروبچ وبلاگ حالم خیلی بهتر شده طوری که لبخند رضایت دکتر رو دیدم!
خیییییییییییییلی خوشحالم الآن بهتر میتونم زندگی کنم.سلامتی نعمتی است که تا از دستش نیدم یادمون میره شکرش رو به جا بیاریم.
مساله ای ذهنمو این روزا درگیر کرده که خیلی واسم مهمه.خواهش میکنم که از دعای خیر فراموشم نکنید.
التماس دعای شدید!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic