تبلیغات
دختر بهشتی - فقط نگاه کن
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
دوشنبه 4 دی 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
انار

وقتی تکیه گاهت خدا باشه هر لحظه آرامی ...حتی اگر در تلاطم سختی ها باشی.
دلت با خدا میشود،کارهایت خدایی میشود
خدا که پشت و پناهت می شود دوستداری پرواز کنی...تا بی نهایت!





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 03:51 ق.ظ
Precisely what I was searching for, regards for posting.
دوشنبه 28 فروردین 1396 11:11 ب.ظ
A fascinating discussion is worth comment. I believe that you ought to write more about this subject, it may not be a taboo matter but
usually people do not speak about these subjects. To the next!
Cheers!!
دوشنبه 4 دی 1391 09:23 ب.ظ
salam

اومدم بگم کهاعلام حضور کنم
دختر بهشتیسلام
صفای قدمت آبجی!
خوش اومدی عزیزم
دوشنبه 4 دی 1391 04:02 ب.ظ
سلام
مطمئنا همینطوره که نوشتین
امیدوارم که همیشه در پناه خدای خوبی ها باشید و تو زندگیتون
به بهترین ها برسید.
متن زیبایی بود.ممنون
دختر بهشتیسلام استاد!
خواهش میکنم.خیلی سپاس که اومدید.
در پناه الله
دوشنبه 4 دی 1391 01:19 ق.ظ
من عاشق دونه های انارم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو