تبلیغات
دختر بهشتی - خدا جون ممنونم!
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
دوشنبه 25 دی 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام
بابا دم خدا گرم...خداجون دستت درد نکنه با ما چیکار میکنی خدا؟؟!!!
صبح نمیخواستم برم سر جلسه امتحان،آخه هنوز یک دور نخونده بودمش آخه دیشب مهندس حالش خیلی بد بود و بیمارستان بودیم. از اونجایی که در طول ترم برای این درس خیلی زحمت کشیده بودم و واقعا برای حضور در کلاسها به سختی افتاده بودم، رفتم سر جلسه و...
عجب امتحانی بود..عجب طراح سوال ماهی!خدا خیرش بده..از هرچی که من خونده بودم اومده بود...سوالها نکته ای بود ولی خب ماهم سرکلاس ها بیکار نبودیم خو! تلاش طول ترمم به دادم رسید و خلاصه نویسی های درس های اول هم خیلی جلو بردم...از همه مهم تر توجه خاص خدا به متاهل ها!!!!!خدا وکیلی خدا عجیب شرایط ما رو درک میکنه و بهمون کمک میکنه....به هرحال خدا جون خیلی دوست دارم!!!
پس فردا امتحان بعدی برام دعا کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:11 ب.ظ
Normally I don't learn post on blogs, but I would like to say that this write-up very pressured me to take a look at and do it!
Your writing style has been surprised me. Thanks, very
great article.
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:17 ق.ظ
Good day! I could have sworn I've visited this site before but after going through many of the articles I realized it's new to
me. Nonetheless, I'm definitely pleased I stumbled upon it and I'll
be bookmarking it and checking back regularly!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:21 ق.ظ
I was able to find good info from your articles.
چهارشنبه 27 دی 1391 11:39 ق.ظ
اهوع
خواهر لوک خوش شانس رو ببین
ههههههههه

سلام بچه درس خون ه خوش شانس
خوبی یا بهتری؟!!!
منم بدجور درگیر امتحانامم

خواهر جون توکه تجربه ی زیادی در زمینه خواستگاری و..کسب کردی ی خورده به ماهم یاد بده
بگو چجوری حرف بزنیم و از کجا شروع کنیم
بیزحمت

تازشم حوزه بصورت غیر حضوری ثبت نام کردم.دلت سوخت!

راستی یکی از استاد دای دانشگامون که 31 ساله بود و ترشیده بود میخواست ازم خواستگاری کنه همین که متوجه شد19سالمه پابه فرار گذاشت!
خب کوچولوام دیگه)



التماس دعا
دختر بهشتی سلام زینب جونی
خوبه که خودش فرار کرده!!خب خانم کوچولو شما باید فعلا بدرسی.حوزه رو میگم.وقت واسه بحث شیرین خاستگاری هست!!!
خوش اومدی گلم
چهارشنبه 27 دی 1391 02:13 ق.ظ
سلام ابجی
انشالله امتحاناتو خوب داده باشی حال مهندس هم خوب شده باشه.چندتا از مطالبتو خوندم خاطراتت خیلی قشنگه.خیلی دوست دارم ارزوم خوشبختی و دیدنه لبخند از ته دلته
دختر بهشتی خداروشکر امتحانا بد نبود.کم کاری کردم ولی بخیر گذشت!!!
منم دوست دارم هدهد من!!
قبول نیس آرزوی من لبخند تو بود!!!
سه شنبه 26 دی 1391 11:25 ق.ظ
سلام شما لطف دارین ....با افتخار تمام در لیست همسنگرانم قرار گرفتین
دختر بهشتی سلام
اوه اوه همسنگران!!!
سه شنبه 26 دی 1391 03:00 ق.ظ
شلام
خوبین؟
مطلباتونو میخونم ولی خوب کمتر وقت میکنم بنویم؛ببخشید!
ایشالله بعد از امتحانا میجبرانیم!


تا باشه از این توجهات و بیش از این خداوند مهربونم...
دختر بهشتی سلام خانمی.خوبم خداروشکر
خوش اومدی عزیزم هرموقع که وقت داشتی بیا گلم.فعلا به درسهات برس
دوشنبه 25 دی 1391 09:59 ب.ظ
با سلام
بشتابید /.....بشتابید.....ساخت بنر برای وب سایت وویلاگ شروع شد ...
مدیران وبلاگ یا وب سایت ها می توانندبا دادن در خواست نسبت به ساخت بنر سایت مراجعه کنند...
برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت نماز مراجعه کنید....
دختر بهشتی سلام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو