تبلیغات
دختر بهشتی - تحصیل بیهوده
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
سه شنبه 9 آبان 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام
چند روز بود که صبح ها به سختی بیدار میشدم.سر کلاسم غیبت میکردم.تا وضعیت غیبتام لبه مرز شد.واقعا مضطرب شدم.
نشستم فکر کردم
آخه چرا درس نمیخونم؟چرا جزوه برداری نمیکنم؟چرا میرم و میام و هیچی دستمو نمیگیره/آخه عمره من مگر چقدره؟تا کی درس خوندن الکی؟؟؟
2روزه که بهتر شدم.خلاصه نویسی میکنم
تصمیم گرفتم از این به بعد هروقت شیطون رفت تو جلدم و بیحوصله شدم همینطور ادامه ندم.بجاش 1ساعت تفکر کنم و هدفمو مرور کنم.و به آینده و گذشته ام فکر کنم.تاثییرش خیلی مثبته.
البته یک چیز دلیل تلاش بیشترم شد و اون اینکه سوژه ی پرسش های کلاسی شدم و هر هفته نفر اول منم.خب فکر هم نمیکردم مجبور به خوندن میشدم.
خدا همیشه همراه زندگی سبزتون باشه

پی نوشت:دوستان عزیز ازتون یه خواهش دارم.لطفا خواننده ی خواموش نباشید.با گذاشتن نظرات پرمهرتون منو در بهتر شدن وبلاگ یاری کنید.الآن فکر میکنم دارم باخودم حرف میزنم.ممنون که میایید.




نوع مطلب : حوزه، 
برچسب ها : تفکر، درس، خلاصه نویسی،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 06:38 ب.ظ
you're in point of fact a good webmaster. The website loading velocity
is incredible. It kind of feels that you are doing any distinctive trick.
In addition, The contents are masterwork. you have performed a great process
on this matter!
شنبه 24 تیر 1396 09:43 ق.ظ
Hi there to all, the contents present at this web page are
really amazing for people knowledge, well, keep up the
good work fellows.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 07:57 ق.ظ
I got this site from my buddy who shared with
me about this website and at the moment this time I am browsing this site
and reading very informative articles or reviews here.
شنبه 19 فروردین 1396 08:05 ق.ظ
I'm not sure exactly why but this web site is loading very slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a problem on my end?
I'll check back later and see if the problem still exists.
شنبه 12 فروردین 1396 07:50 ب.ظ
Quality articles or reviews is the crucial to
attract the visitors to visit the site, that's what this site is providing.
چهارشنبه 6 دی 1391 05:01 ب.ظ
با سلام خدمت خواهر عزیز.من افتخار میکنم به وجود خواهر قوی و پر کاری مثل جنابعالی .آفرین به تو که توانستی این بیماری را شکست بدی .حکایات جالبی داری بیشترش را خوندم انشاالله که هم شما وهم مهندس خوشبخت بشید وخدا پدر مهندس را بیامرزه که در بدترین شرایط کنارتون بود .افراد را باید در روزهای سخت شناخت .ممنونم ازت
دختر بهشتی سلام
خیلی ممنون و اینکه خوش اومدید.
یادم نمیاد از پدر مهندس چیزی گفته باشم ولی بهترین پدرشوهر دنیاست.پدرومادر مهندس تو مریضی واقعا منو کمک کردن بخصوص اینکه مادرم مریض بود و اونا از من پرستاری کردن!!
در پناه الله
جمعه 24 آذر 1391 09:09 ب.ظ
سلام،خوب مینویسید...
کمی تاقسمتی شبیه شمام/البته از نظر تحصیلات...

فکر میکنم تقریبا تو یه رنج سنی هم باشیم-تااینجاکه خوندم اینجوری متوجه شدم!-


بهرحال اگه وقت داشته باشین،حرف درام؛خیــــــــــــــــلی!
دختر بهشتیسلام خواهر گلم!
من متولد 68ام.
وقت برای شما هست ولی باید ببخشید که دیر جواب میدم.
به خواهرت سلام من رو برسون.
دوشنبه 15 آبان 1391 02:10 ب.ظ
salam
matne balaye safhe ehtemalan BARANI nist?
دختر بهشتیسلام.راست میگیا.ممنون از دقتت.
اصلاح شد.
خوش اومدی نفس
دوشنبه 15 آبان 1391 11:03 ق.ظ
انشاله موفق باشی
دختر بهشتیهمچنین شما
یکشنبه 14 آبان 1391 02:42 ق.ظ
باسلام
حقیقتا انسان گاهی به تفکر نیاز دارد
منم خواننده خاموش نیستم!
یا علی مدددی
دختر بهشتیسلام بر شما
منت گذاشتید که خوندید.
البته که روشنید!
یا علی مددی!
شنبه 13 آبان 1391 10:35 ب.ظ
سلام
عیدتون مبارک
از ایجاد این وبلاگ ممنونم
فکر نمیکردم یک خانم طلبه هم اهل وبلاگ و نوشتن باشه
موفق باشید
یا علی
دختر بهشتیسلام.دوست عزیز خودتون رو معرفی نکردید.
بله من اولیش نیستم و بهتر از اینجا خیلی هست.
یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو