تبلیغات
دختر بهشتی - من!
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلااااااااااااااااااااام برو بچ
از حالم نپرسید که افتضاحههه.....ولی خب عیبی نداااااره دله من خیلی صبوره....صبوره!
آره جای نگرانی نیست.ملت به حالم میخندن شما هم بخندید.اصلا من موندم انگار خدا منو آفرید تا ملت شاد باشن!!!باور کن مریض میشم میخندن شیطونی میکنم میخندن،غصه میخورم میخندن،فقط در یه حالت بام نمیخندن...اونم زمانی که جوک تعریف میکنم.به جان خودم اصلا یه لبخند هم نمیزنن.در این مورد اصلا استعداد ندارم.
معمولا آروم گریه میکنم طوری وقتی اشکامو پاک میکنم یکی از در میاد تو اصلا با خودش فکر نمیکنه که این چشمای گود افتاده ممکنه اشک ریخته باشه!!!آخه چرا هیچکس نمیفهمه!
خلاصه اینم کمی از خصوصیات دختر بهشتی!
+راستی دیروز خاله جونم از در اومد تو خونه و داد زد دختر بهشتی کجاااایی؟؟؟؟؟؟ آخ منو میگی تو دلم قند آب میشد.خیلی بده که اونا همه تو رو اینطور خطاب میکنن و بعد اون دنیا منو ببینن که دارن مذاب میریزن تو حلقم و رو صندلیه آتشین نشوندنم و هی سیخ میکنن تو قلبمو و هی جونمو میگیرن و دوباره میدن تا هی عذاب بکشم!!!واسه این فکر کردم بخاطر اینکه آبروریزی نشه حداقل یکم مراقب اعمالم باشم تا شاید با شفاعت افرادی بتونم از جهنم فرار کنم.
+خلااااااااااااصه:جناب مهندس دارن یه فکرایی میکنن برای انتقال کارشون به شهر دیگه.من شنیدم خیلی ناراحت شدم اما از اونجایی که فعلا با زمین و زمان لج کردم موافقت نمودم و در حال پیگیری هستن.اگر که از اینجا برم داغون میشم ولی میخام برم.
+مطلب بعدی اینکه چرا خیلی از آدما احساس تنهایی میکنن؟؟؟؟؟چرا هرکس که تو خوشی های دنیا غرق نشده احساس تنهایی میکنه؟چرا حتی بعضی از متاهل ها احساس تنهایی میکن؟چرا خیلی از جوونا از تنهایی شون بیزارن؟یه دوستی دارم که عاااشق تنهاییه.میگه از تنهاییت استفاده کن ولی من در مقابل تنهایی اصلا سازگاری ندارم و خودمو به درو دیوار میکوبم!
اینا همه حرفای من بود تو این چند دقیقه .چون خیلی احساساتی هستم ممکنه تا دقایق دیگر نظر عوض شه.دیگه خود دانید!
+درضمن امشب سایت مهندس طلبه غوغا به پا میکنه.در یاهو جلسه ی پرسش و پاسخ برگذار میکنن.واااااااای من خیلی هیجان دارم!امیدوارم تا اون موقع مشکلی پیش نیاد برای شرکت کردن در این جلسه.آخ جون خیلی کیف داره
در پناه حق خوش و خرم و سعادتمند باشید

امروز هم کلاس نرفتم.بابا من حالم خوش نیست.گلوم خیلی درد میکرد هنوزم خوب نشده.واسم دعا کنید.از این هفته فقط یک روز کلاس رفتم!!!مدیر منو میکشه بلاخره.خوب بشم میرم خب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 تیر 1396 12:04 ق.ظ
Keep this going please, great job!
چهارشنبه 28 تیر 1396 12:56 ب.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your web site, how
could i subscribe for a blog web site? The account aided me a acceptable deal.
I had been a little bit acquainted of this your broadcast provided
bright clear idea
چهارشنبه 28 تیر 1396 11:50 ق.ظ
Remarkable issues here. I'm very satisfied to peer your article.

Thank you so much and I'm having a look forward to touch you.
Will you kindly drop me a mail?
سه شنبه 27 تیر 1396 09:08 ق.ظ
This post provides clear idea designed for the
new users of blogging, that truly how to do blogging.
سه شنبه 27 تیر 1396 07:33 ق.ظ
My brother recommended I might like this website.
He was totally right. This post actually made my day. You can not imagine
simply how much time I had spent for this information! Thanks!
یکشنبه 25 تیر 1396 10:00 ق.ظ
That is really interesting, You are an excessively skilled blogger.
I have joined your feed and stay up for seeking extra of your wonderful post.
Also, I have shared your site in my social networks
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:13 ب.ظ
We are a gaggle of volunteers and opening a brand new scheme in our community.
Your site offered us with valuable info to work on. You've performed a formidable process and
our entire community shall be thankful to you.
شنبه 5 اسفند 1391 09:04 ق.ظ
سلام عزیزم

خیلی با انرزی نوشتی.خداییش اگه بخوام سربسرت بذارم از هر پاراگرافش کلی حرف درمیارم

فقط یه سوال در موردمهم ترین قسمتش

متاهل ها هم احساس تنهایی میکنن؟!!!!جان من راست میگی

یه چیز دیگه هم فهمیدم اونم اینکه
(قول بده که ناراحت نمیشی؟)

یه ذره نازک نارنجی هستی


قربون شما.دعاگوی شما
دختر بهشتیسلام عسلی
ممنون.بله احساس تنهایی میکنن گاهی.ربطی هم به عشق و علاقه شون نداره.
شاید از نوشته هام این برداشت بشه ولی حقیقته این طور نیستم.حالا!
ممنون گلم.فدای تو.دعام کن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو