تبلیغات
دختر بهشتی - ..
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
شنبه 12 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
شهدا شرمنده ایم...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:26 ب.ظ
Everything is very open with a clear description of the issues.

It was definitely informative. Your website is extremely helpful.
Many thanks for sharing!
جمعه 25 فروردین 1396 10:49 ب.ظ
Hi there, You've done a fantastic job. I'll certainly digg it and personally recommend to my friends.
I'm confident they'll be benefited from this site.
جمعه 18 فروردین 1396 05:30 ب.ظ
After looking at a few of the blog articles on your blog, I really appreciate your way of writing a
blog. I book marked it to my bookmark webpage list and will be checking back in the near future.
Please check out my website as well and tell me what you think.
یکشنبه 11 فروردین 1392 01:14 ق.ظ
دلم می خواد ؛
خیلی ساده ،
بی الایش ،
بروم سمت جنوب ...
بروم سمت تکه ای از بهشت ...
بنشینم یک گوشه دنج ،
نگاه کنم ؛
نگاه ...
و سر بگذارم کنار شانه خاکی سنگری ؛
و اشک بریزم ...
اخر می گویند ؛
جنوب خاکش گیراست ؛
می گویند شهدا می شنوند درد و دل هایت را ؛
دلم می خواد زار بزنم و آرامم کنند ...
دلم میخواست سال جدیدم ؛
با گرد و خاک سنگرهای جنوب ؛
رقم بخورد ...
من ؛
خاک های نرمِ پر مهر جنوب را ؛
دوست دارم ....
--هییییییییییییییع نشد:(
ولی هرکی اینجارو میخونه-حتی شمادوستِ عزیز دعا کن نیمه شعبان کربلای حسین باشم...ای خداااااااااااا

دعا کنینا


سه شنبه 22 اسفند 1391 12:22 ق.ظ
بااین ستارگان میشود راه را پیدا كرد. حضرت ماه
دختر بهشتینکته داشت!
جمعه 18 اسفند 1391 06:57 ب.ظ
خوش به حال شهدا /که زمین دفتر نقاشی آنها شده است
دختر بهشتیخوش بحال شهدا..
جمعه 18 اسفند 1391 06:57 ب.ظ
خوش به حال شهدا/که زمین دفتر نقاشی شما شده است.
.با پست ((علمدار بیداری)) و دو کلیپ جدید

در خدمتم

بهم سر بزن
جمعه 18 اسفند 1391 03:58 ب.ظ
سلام خواهر عزیزم
وب زیبایی داری خوشحال میشم به من هم سر بزنی
راستی من شما رو لینک کردم اگه دوست داشتی منو لینک کن
راستی آجی جون شلمچه میری واسه ما هم دعا کن
خیلی دلم تنگ شده
دختر بهشتیسلام
قابل شما رو نداره.چشم میایم.شما هم دعا یادتون نره
چهارشنبه 16 اسفند 1391 09:21 ق.ظ
زیارت قبول

خیلی دوست دارم بیام حیف که بابام اجازه نمیدن

نیست چند تا اتوبوس راهیان نور تصادف کرده

چند روزه حال و هوای عجیبی دارم هر ساعت رنگ عوض میکنم مثل اب و هوای الان که یه بار بهاریه و یه بار برفی

خلاصه نیاز شدید دارم به دعای تو و بقیه

دوست دارم خواهر گلم
دختر بهشتی فدات شم نبودی زینب گلی!
آفتابی هم بشی بد نیست!! آجی واسه تعطیلات نوروز خیلی ها با خانواده میان اینجا واسه زیارت.ان شالله قسمت شما هم بشه.
ما دعاگو هستیم همیشه...
دوشنبه 14 اسفند 1391 10:50 ب.ظ
واقعا شرمنده ایم،خیلی زیاد
دوشنبه 14 اسفند 1391 05:46 ب.ظ
سلام
با وجود فقط برای توست ...
به روزم ...
یکشنبه 13 اسفند 1391 12:43 ب.ظ
هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند.....
دختر بهشتیسلام.
امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد آن یکی بیدار است
در پناه صاحب الزمان
شنبه 12 اسفند 1391 08:39 ب.ظ
سلاااااام ابجی جونم قبول باشه مارو که یادت نرفت قرار شد مارو هم دعا کنی.خیلی دوست دارم انشالله همیشه لبخند رو لبات باشه.به اون کپل هم سلام برسون!!یا حق
دختر بهشتیسلام آجی به فدات!
بله اسم بابای شهیدت رو اونجا بردم و همش به یاد شما بودم.عزیزم جات واقعا خالی بود.
مهندس؟هه هه ایشون هم سلام میرسونن!!!
هر لحظه منتظرتم...هر لحظه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو