تبلیغات
دختر بهشتی - در پناه حق
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
سه شنبه 22 اسفند 1391 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام دوستان خوبه تنهایی من!
خیلی ساده و بی مقدمه میگم...
در این زمونه که شیعه کشی باب شده و فرمان جهاد میدن یه عده واسه کشتن برادرامون،همین زمونه که ما تو فکر پسته ی عیدمون هستیم،همین حال و هوای دنیویه خودمو میگم...که یادم رفته کی ام و چی ام! بهتره بجای حرف زدن و درگیری با نفس و خوردن غصه ی مشکلات روزمره که ولمون نمیکنن قدری به خونه تکونی کنیم این دله نا آروم رو.
ما که رفتیم ،وبلاگ و دوستای عزیزمو با تمامه خوشی در کنارهم بودن رو رها میکنم و با دلتنگی هام گوشه ای تفکر میکنم در حال خودم...
بهتره کمی به خودمون سختی بدیم و با آقا اشک بریزیم به حال گناهای خودمون...بهتره کمی از ظلم در جهان غصه بخوریم
رها بشیم از هر چی دنیاست
نه اینکه دست روی دست بذارم...نه
زندگی جاری است
دوباره میام ولی کمی طول میکشه.
یادمون نره که رهبر تنهاست.دلمونو باش صاف کنیم و باش همرنگ بشیم تا دله آقا امامزمان هم شاد کنیم.
اینجا رو خیلی دوسدارم...حیف
بروبچ بدرود....

وقتی در سرمای زمستان خداوند یک روز بهاری به تو هدیه بده با اون روز چیکار میکنی؟؟
من که سعی میکنم بیشتر نفس بکشم!
ولی بعضیا در همان روز،از خدا روز بهاریه دیگری رو طلب میکنن
کاش من جزو دسته ی دوم بودم!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 تیر 1396 08:26 ق.ظ
First off I want to say great blog! I had a quick question which I'd like to ask
if you don't mind. I was curious to find
out how you center yourself and clear your thoughts prior to
writing. I've had a difficult time clearing my thoughts
in getting my thoughts out there. I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually lost simply just
trying to figure out how to begin. Any suggestions or
tips? Many thanks!
دوشنبه 1 خرداد 1396 08:35 ب.ظ
Hello just wanted to give you a quick heads up.
The words in your post seem to be running off the screen in Internet explorer.
I'm not sure if this is a format issue or something
to do with browser compatibility but I thought I'd post to let
you know. The style and design look great though! Hope you
get the issue fixed soon. Thanks
یکشنبه 11 فروردین 1392 01:06 ق.ظ
سلااام،
سالنو رو تبریک میگم،ایشالله بخوبی و خوشی و همراه با موفقیت،

خیلی خوب نوشتین؛

در پناه حق و سایه امام زمانمان
جمعه 9 فروردین 1392 12:05 ب.ظ
سلام
پست جالبی بود
موفق باشین
قسمت سوم مناظره شیعه و سنی رو نوشتم.
یه مطلب جدید درباره شهادت حضرت زهرا هم زدم.
بیاین بخونین.نظر یادتون نره.
سه شنبه 6 فروردین 1392 02:36 ب.ظ
سلام وبت عالی من از کسی خدایش این همه تعریف نکرده بودم با امدنت به وبم مرا سر افراز میکنی
چهارشنبه 30 اسفند 1391 05:30 ب.ظ
سلام.آبجی سال نو مبارک.انشاءالله دست پر برگردی
یکشنبه 27 اسفند 1391 10:41 ب.ظ
سلام آجی
جدا رفتی؟ ما که تازه اومده بودیم چی پس؟!
من اومده بودم سال نو رو پیشاپیش تبریک بگم
دختر بهشتیسلام
...
پنجشنبه 24 اسفند 1391 05:23 ب.ظ
این روزهای آخر سال، دلـــم می‌گیرد
برای كسی كه از همه‌ی ما مشتاق‌ تر بود برای آمدن
ولی باز هم، عمر سال به اتمام رسید و عمــر غیبت او تمام نشد...
و ما دفتر سال را بی حضور او می‌بندیم...
چه غم‌انگیز است این روزهای آخر سال بی حضور او ...

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام آپم، منتظر نظرات ارزشمندتون هستم
چهارشنبه 23 اسفند 1391 12:32 ب.ظ
سلام
واقعا عالی بود از روزمرگی خارجم کرد
توی خلوتتون التماس دعا
دختر بهشتی سلام.خوشحالم که راضی بودین
محتاااااجیم
چهارشنبه 23 اسفند 1391 09:01 ق.ظ
سلام...


!
دختر بهشتیسلام آجی
؟
سه شنبه 22 اسفند 1391 09:49 ب.ظ
سلام.وبتون خیلی عااااااالیه...
دختر بهشتیقابل شما رو نداره
سه شنبه 22 اسفند 1391 02:32 ب.ظ
تبادل لینک رایگان با سایت پیج رنک چهار ( 4 )
لینک وبلاگت رو توی سایت ما ثبت کن آمار و رتبه گوگل وبلاگت رو بالا ببر.
این تبادل لینک اولین و پرقدرت ترین سایت تبادل لینک در ایران می باشد که برای وبلاگ نویسان آماده و طراحی شده.

www.link118.com
دختر بهشتیاول مطلبو بخون بعد ...
اه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو