دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام دوستان عزززیزم.
این جمله رو تا حالا شنیده بودید؟من تازه شنیدم.شهید آوینی رو خیلی دوسدارم.
نظر شما درباره این جمله چیه؟
جون من نظر بذارید.نظر شما برای من خیلی ارزشمنده.بهم کمک میکنه تا بهتر بشم.
پس یادتون نره.
در پناه امام باران




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 11:34 ب.ظ
سلام آجی، حال شما؟ بالاخره شدیم مخاطب چراغ روشن!!!!!!
من این جمله رو خیلی دوست دارم...از مدتها قبل شنیده بودم .
من آرزو دارم که پایان خون دل خوردنم، خون دادن برای امام خامنه ای باشه..
الهی آمین
دختر بهشتی سلام صهبا جون
خوش اومدی به جمع چراغ روشن ها!!!!!!
الهی آمین...قسمت همه ی ما بشه
جمعه 6 اردیبهشت 1392 07:35 ب.ظ
سلام.انشاالله که بهتر شده باشین.
النعمتان مجهولتان:الصحه و الامان،امام علی (علیه السلام):دو نعمت مجهولند :سلامتی و امنیت
در مورد سوال این پستتون،همیشه حفظ امری سخت تر از به دست آوردنشه
جمله ی زیبایی بود
موفق باشید
دختر بهشتی سلام.بله خداروشکر خیلی بهترم.
تشکر از ذکر روایت.خیلی ممنون.
دوست خوبم لطفا از خودت نشانی بگذار تا منم بتونم بات درتماس باشم.و بتونم ازت خبر بگیرم.
در پناه حق!


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات