دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
پنجشنبه 30 خرداد 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
 سلام علیکم
امیدوارم که حال همه خوب باشه.مطلب خاصی نیست فقط اینکه،
1-امتحاناتم تموم شد.
2-دارم  برای مصاحبه ی سطح سه(ارشد) میخونم.
3-نوشتن پایان نامه ام رو شروع کردم.
4_عجب انتخاباتی شد امسال!!!!!!!!!!خدا اخر عاقبتمون رو بخیر کنه.خدا رو شکر که دیگه تهمت تقلب از نظام برطرف شد!!!
5_چقدر برای بعد از امتحانات برنامه داشتم ولی حالا حسشو ندارم!!!
6_دو هفته است که حالم بده بدجوری
7_کارهای بانکی و اداری عقب افتاده هم زیاد دارم که باید انجام بدم.
راستی یادم رفته بود!!!یه امتحان دیگه هم دارم ولی بخاطر اینکه درسش آسونه همچین به حسابش نمیارم.اونم4ام بدم دیگه ماجرای امتحانا به کل تموم میشه
8-دعا کنیم برای ظهور آقا و سلامتی رهبر و برای پیروزی و موفقیت و به کامی جمهوری اسلامی ایران!
9-پیگیر مسایل سیاسی روز هم باشیم بد نیس.بهتره از حالا کله گنده های مملکت رو بشناسیم تا انتخابات بعدی با بصیرت بیشتری عمل کنیم.
دیدید مطلب خاصی نبود؟!
مراقب خودتون باشید.در پناه حق
یا علی مدد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 آذر 1392 02:13 ب.ظ
سلام
امیدوارم نی نی تون رو زودتر ببینین
دختر بهشتی سلام.ان شالله
موفق باشید
جمعه 31 خرداد 1392 09:04 ب.ظ
خوش به حالتون ارشد ...
دختر بهشتی دیگه دیگه!
خیلی جدی نگیر
جمعه 31 خرداد 1392 08:29 ب.ظ
اگه میخواستی مطلبی بگی چی میشد!
التماس دعا!
دختر بهشتی !!!!
به روی چشم!


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات