دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
دوشنبه 3 تیر 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام
نیمه ی شعبان  سالروز میلاد فرخنده ی حجه ابن الحسن(عج) را بر همه ی شیعیان جهان تبریک عرض میکنم
همچنین مصادف شدن تولد خودم با این روز فرخنده رو به فال نیک میگیرم.
امروز بهترین هدیه ی عمرم رو گرفتم.یه خبر خوب که کمی خصوصیه.
خیلی خوشحالم!
امیدوارم تمام دوستانم مثل من شاد باشن.
به امید ظهور آقامون...
یا حق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 9 شهریور 1392 11:09 ب.ظ
سلام خانمی.کجایی ؟نیستی؟انشاالله خیره
همیشه سلامت باشی
دختر بهشتی سلام عزیزم خوبم شما چطوری؟بخاطر غیبتم عذرمیخوام
پنجشنبه 7 شهریور 1392 10:05 ق.ظ
انشالله همیشه شاد باشی کنار خونوادت
دختر بهشتی سلام کدوم دوست؟؟؟؟؟؟
یکشنبه 20 مرداد 1392 11:41 ق.ظ
سلام آجی،
کوژااییی؟؟!!چلا نیستی؟؟
ایشالله که خوشیه و سلامتی،
اومدی بخبر نگرانت شدم...
دختر بهشتی سلام سکوت جونی
خوبم خواهر توضیح دادم
موفق و سربلند باشی
چهارشنبه 19 تیر 1392 12:41 ق.ظ
سلام آبجی گلم.بازم که نیستی!امیدوارم حالت خوب باشه. عید رمضانت مبارک!
دختر بهشتی سلام آبجی جان.نمیدونم من نیستم یا شما گلم؟؟
نماز روزه هاتون قبول.
بله یه مدت نبودم و نشد خبر بدم.
شنبه 8 تیر 1392 10:25 ب.ظ
سلام.خوبید؟عیدتون مبارک
خداروشکر که همه چی خوبه
راستی تولدتون هم مبارک
انشاالله تا تولد سال بعد مامان هم شده باشی
موفق و شاد باشید
یاعلی
برام دعا کنید
دختر بهشتی سلام آجی سلما
عید شماهم مبارک.
الهی آمین!!
ان شالله عاقبت بخیر باشی گلم.هر چی از خدا میخوای بهت بده!
یا علی
چهارشنبه 5 تیر 1392 01:15 ق.ظ
پس بگو این دختر بهشتی چرا اینقد دوست داشتنیه!
تیر ماهیه!
تولدت مبارک خواهر عزیزم
انشاءالله تولد بچه و نوه ونتیجه ونبیره و ندیده هاتو! ببینی!
دختر بهشتی سلام خواهر جون
تشکر
ان شالله


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic