تبلیغات
دختر بهشتی - عذر تقصیر
دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
سه شنبه 19 شهریور 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
 بسم الله الرحمن الرحیم
   سلام دوستان عزیزم. از احوال پرسی هاتون واقعا سپاسگذارم.خداروشکر من خوبم.صبر کنید براتون دلیل غیبتم رو میگم.و البته نمیتونم قول بدم که باز هم از این غیبت ها نداشته باشم.زندگی هزار جور بالا پایین داره که من از خیر برنامه ریزی برای آینده گذشتم.تو زندگی من هر وقت هر برنامه ای ریخته ام یه جوری خوردم به آمپاس که عمرا نشد اونو اجرا کنم.ولی به یک چیز پایبندم.اینکه آدم باید در موقعیت های مختلف برای زندگیش بهترین تصمیم رو بگیره.و از هیچ چیز نترسه.
   بگذریم...اصلا نمیخواستم این حرفا رو بگم.موضوع چیز دیگه ای است.آره بابا خیره!!!
  الحمدلله حال من و نی نی خوبه.خدا بهم لطف کرد و بهترین هدیه ی عمرم رو بهم داد.هنوز تا دیدن روی ماهش روزهای زیادی باقی مونده.ولی به دلیل کسالتی که داشتم نمیتونستم پشت سیستم بنشینم.خیلی کم شد که نظرات دوستان رو خوندم ولی حتی نمیتونستم تایید کنم.دید چشمم کمی تار شده.حوصله ی مطالعه و به خصوص لب تاب رو هرگز ندارم.باید ببخشید!!
این کوچولوی نازنین که آرزوی دیدنش رو دارم مرهمی شده به روی غم دوریه مهندس که انگار تمومی نداره!!
حاج مهندس ما بلاخره ارشد قبول شده و پیگیر ثبت نامه.حالا فکر کن کدوم شهر؟!!! ساوه!!!!
من اهواز، اون کاشان، دانشگاهش هم ساوه!!!چه شود؟؟؟؟؟؟؟؟
خودمونم بدجوری رفتیم تو  شوک!!!
راستش دیگه تحمل این دوری ها رو نداریم،هر سختی رو میشه با کنارهم بودن تحمل کرد ولی دوری همو نمیدونم چطور میشه تاب آورد!
 خلاصه اینکه خانواده ی مارکوپولویی ما داره سه نفره میشه.و البته مهندس داره از الان براش نقشه ی سفر و زیارت میکشه.
راستی دیگه نه درس میخونم،نه مطالعه میکنم، نه کار هنری انجام میدم، نه شنا میکنم، نه بازار میرم، فقط تو خونه میچرخم.خلاصه احساس بیهودگی شدید دارم.خلاصه دیگه دوران بچه مثبتیه ما گذشت.اکتیو بودن هم برامون اصلا ضرر داره.همون چهره ی مادر مهربون و آروم و صبور برای ما کافیه!!!!
یه کوچولو سیاسی هم بگم؟
میگم من با نتیجه ی انتخابات خیلی شوکه شدم.ولی زود خودمو دلداری دادم.یه جورایی خوش بین جلو رفتم.همراه با خنده های ملیح دکترجان! ولی انگار جریان جریانه یانگوم و کینه ی شتریه! گویا شخص دیگری رییسه و مهره ها رو میچینه.خلاصه روی موزه ی ایران باستان رو کم کرده...
بگذریم ... خوش باشن...سهم ما که با هر دولتی یک چیز بوده..
 از همه ی دوستای خوبم که برام پیام گذاشتن تشکر میکنم بخصوص خواهرای گلم!
در پناه الله
یا علی مدد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:54 ق.ظ
Piece of writing writing is also a excitement, if you know after
that you can write if not it is complicated to write.
دوشنبه 5 تیر 1396 10:48 ق.ظ
Loving the information on this site, you have done outstanding job on the articles.
دوشنبه 1 خرداد 1396 06:03 ب.ظ
Wow, this piece of writing is good, my sister is analyzing these things,
therefore I am going to inform her.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 09:22 ق.ظ
Thanks for finally writing about >دختر بهشتی -
عذر تقصیر <Loved it!
سه شنبه 29 فروردین 1396 09:10 ق.ظ
You really make it seem so easy together with your presentation but I to find this topic to
be really one thing which I feel I'd never understand.
It kind of feels too complicated and very wide for me.
I am taking a look ahead for your subsequent publish, I will attempt to get the hold of it!
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:28 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your posts as long as I provide credit and sources back to your weblog?
My website is in the very same niche as yours and my visitors would genuinely benefit from a
lot of the information you present here. Please let me know if this okay with
you. Cheers!
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:51 ب.ظ
Hello, I enjoy reading all of your article post. I like
to write a little comment to support you.
جمعه 18 فروردین 1396 10:37 ق.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform
are you using for this site? I'm getting fed up of Wordpress because I've had problems
with hackers and I'm looking at options for another platform.
I would be fantastic if you could point me in the direction of
a good platform.
یکشنبه 1 دی 1392 10:33 ب.ظ
سلام عزیزم.
دلم برات تنگ شده بود
خواستم برا مهندس طلبه هم بعد مدت هانظر بذارم ولی نشد
التماس دعا.
دختر بهشتی سلام خواهرم.
منم همین طور. نمیدونم چرا نشده منم خیلی وقته سر نزدم.
یا حق
چهارشنبه 27 آذر 1392 02:06 ب.ظ
سلام علیکم
خبر خوبی بود بعد از مدتها نبودن و هرچی ایمیل زدم جواب ندادین اما خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید.
موفق باشید.
دختر بهشتی ایمیل؟
با چه نامی ایمیل زدید؟
ایمیلم با دردسر باز میشه نمیدونم چرا اینطور شده.نمیتونم ایمیل ها رو بخونم.همین جا خصوصی بنویسید.
سه شنبه 26 آذر 1392 11:54 ق.ظ
سلام
با سخنی از غیب در خدمتیم
دختر بهشتی سلام
دوشنبه 18 آذر 1392 02:22 ب.ظ
سلا ابجی
دوباره میخوای عذر تقصیر داشته باشی!!!
این که رسمش نیست .هیچ دلیلی قابل قبول نیست !!ارتباط ما فقط اینجاس که اونم قطع کردی.واقعا رسمش نیست.همیشه به یادتم.داداش عزیزت!!!یا ح
دختر بهشتی سلام
یکشنبه 17 آذر 1392 01:03 ب.ظ
سلام. بسیار زیبا بود.
دختر بهشتی سلام. ممنون
یکشنبه 10 آذر 1392 10:43 ب.ظ
چرا جوابمو ندادی ابجی.دیگه منو یادت رفت؟؟همیشه دعاگوتم عزیز دل
دختر بهشتی سلام آجی.خوبی؟ پیام هات رو میخونم ولی نشده جواب بدم.
مگه میشه کحبت هات یادم بره. التماس دعا.یاحق
شنبه 2 آذر 1392 06:08 ب.ظ
سلام ابجی عزیزم
کاش میدونستی چقدر از این موضوع خوشحالم.انشالله زیر سایه علی همیشه سلامتو سربلند باشه.مهمتر از همه پیرو واقعیه اقای واقعی امام زمان باشه.و در رکاب حضرت ریشه ی اقاهای قلابیو که ظالمتر از شمر و یزیدن ریشه کن کنه.به امید بر قراری عدالت علی(ع) نه علی ...
یا
دختر بهشتی سلام داداش
کاش منظورت رو نمیدونستم!!!
اینم از تبریک گفتنت!
چهارشنبه 29 آبان 1392 10:26 ب.ظ
آیت الله بهجت فرمود : خوب است انسان دعاها را به زبان اهل ایمان بخواند
دختر بهشتی سپاس فراوان
یکشنبه 21 مهر 1392 03:47 ب.ظ
اجیم سلام . دختر بهشتی کجایی عزیزم . دلم ...... میدونی عرفه شلمچه ..... خدا قسمتمون کنه ...
دختر بهشتی سلام عزیزم.خوشا به سعادتت.
هیچ وقت عرفه ی دوسال پیش.حرم حضرت معصومه و بارونی که بلافاصله بعدش اومد یادم نمیره
پنجشنبه 11 مهر 1392 03:51 ق.ظ
سلام دختر بهشتی
از وبت خیلی خوشم اومد
موفق باشی
زندگی جالبی هم داری
خدا مهندس و نی نی رو برات نگه داره و تو رو برای اونا
دختر بهشتی سلام.تشکر.الهی آمین
یکشنبه 7 مهر 1392 09:55 ب.ظ
سلام علیکم. مبارک باشه عزیزم. منم تا چند ماه پیش فهمیدم که تو وجودم فرشته ای دارم. ولی لیاقتش رو نداشتم و عید فطر خدا در سه ماهگی ازم گرفتش. انشاالله طبیعی زایمان کنی و یه بچه سالم و تپل مپل بیاری. راستی حتما طبیعی زایمان کنی ها .... تو سایت نی نی سایت قسمت بارداری هفته به هفته هم برو. التماس دعا. یا علی
نگفتی چیه؟
دختر بهشتی سلام عزیزم.از خدا برات سلامتی و بچه های سالم و خوب و زندگی شاد میخوام. ممنون از راهنمایی ات.بله چشم ان شالله!
وقتی فهمیدم میگم به همه
دوشنبه 25 شهریور 1392 12:21 ق.ظ
سلام
خیلی خوشحال شدم.به سلامتی انشاالله.مبارکه
حالتون رو درک میکنم چون خودمم دارم برای بار دوم تجربه اش میکنم.همه ی سختی هاش با یه نگاهش تموم میشه حتی این حس بیهودگی
الان داری مهم ترین کار دنیا رو انجام میدی مجرای فیض الهی شدن به عالم ناسوت پس احساس مهمترین آدم روی زمین رو داشته باش
سالم باشی و در پناه حق
دختر بهشتیسلام سلما جان
از اینکه میب
ینم حالمو میفهمی و درکم میکنی خیلی خوشحالم
کاش حال داشتم از این روزهام بنویسم!!
ان شالله شماهم سلامت باشید و خودت و خانوادت در پناه خدا در کمال آرامش باشید

شنبه 23 شهریور 1392 07:16 ب.ظ
سلام.مبارک باشد.!!!انشالله خیر و برکت و تدیبر و امید بیاد خونتون.

بهم سر بزن
دختر بهشتی سلام علیکم
خیلی ممنون ولی از تدبیر و امید یه بوهایی میاد
پنجشنبه 21 شهریور 1392 06:27 ق.ظ
سلام
رسم بندگی از زبان علامه ...



مبارک باشه
از این دولت گفتن ... نگیم بهتره
دختر بهشتی سلام والا کسی به من نگفته نگو
بنظرمن خیلی. نرررررم و یواااااش دارن لطمه میزنن ولی از سکوت و مخفی شدن پشت رهبر عزیزمون دهان ما رو بستن
حالاااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو