دختر بهشتی
در یک روز بارانی.همنشین با صدای قطره ها.آغازی دوباره را رقم میزنم.تا تنهایی برایم تازه بماند.
شنبه 28 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
 سلامی به زلالی اشک شوق وصال!(که از ما دریغ شد)
سلام!
یه خبرایی هست در سیاست که نتیجه اش بر آب و نون ما که میاد هیچ، بر شرافت و مردانگی و ایمان و اعتقادات ما هم هجوم میاره.
امیدوارم این بار مردم انقدر با بصیرت برخورد کنند که طاقت رد صلاحیت شدن ادمای بززززززززززززرگ رو داشته باشن.من میگم دارن!
من میگم مردم این بار تیز هوش تز ا ز همیشه برخورد میکنند. من میگم این بار سروصدا ها قبل از نظرسنجیه مردمی اتفاق میافته.آخه میدونن همون دونفری که قبل باشون بود این بار نیست.فقط میخوان وجهه ی کشور رو تو دنیا به لجن بکشن که صد سااااال نمیتونن.
البته قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست.بازیه سیاسی ای شروع شده.تا قبل از این فکر میکردی که بعضیا از بعضیا راهشون سوا ست .اما به زودی میفهمی که اینا دستشون تو یه کاسه است.
یه بار آقای پناهیان تو تی وی صحبت میکرد،موضوعش همون فقته و این چیزا بود.میگفت فتنه های اخرالزمان زیاده و سخت ولی خوب و بدو از هم جدا میکنه و به ثمر نمیرسه.خداروشکر.کاش یکی بیاد و دقیقش رو بگه اینجا.
اره خدا مکرشون رو به خودشن برگردونه!
دوستان این مدت با وجود امتحانات و مشغله ها ی درسی لطفا مباحث انتخابات رو پیگیر باشید.در این زمینه مطالعه کنید و کوتاهی نکنید.
به امید فردایی روشن!
یا حق!







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
 سلام
امروز سالگرد رفتن من و مهندس به سفر زیبای حج است.
خیلی زود گذشت...یادش بخیر 
دعا کنید کربلا قسمت همه مون بشه که از سفر حج هم بالاتره!
ان شالله!

امروز مثل همیشه دلتنگ عزیزی هستم که دیگه ازش خبری ندارم...دلم براش خیلی تنگ شده..خدا نگهدارش باشه.ان شالله!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام 
امروز با قلبی غم بار آمده ام.
چرا که کسانی بغض علی را همواره در دل نگه میدارند و ما هنوز محبت علی را در دل فرزندانمان پرورش نداده ایم..
آن سیاه دلان بد طینت این بار هتک حرمت یار علی را میکنند
حجر بن عدی که سال ها در میان سنی و شیعه حرمت داشت و هیچ کس از علمای سنی تا بحال وجود مزار او را برابر با شرک نخوانده بود.
این افراطی ها باز هم مظاهر شیعه را تخریب میکنند.
آه مادر ...چه خوب قبر خود را مخفی داشتی تا همیشه تبل رسوایی این سیاه دلان بر پا باشد و همیشه این داغ بر دلشان بماند که دختر پیامبر از اینها رو برگردانده بود.و هیچ گاه نتوانند خود را پشت مذهب مخفی دارند و اعتقادات خود را به اثبات برسانند همان طور که همواره شیعه و سنی آنها را نا حق میدانند.
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا ظهور منتقم زهرا را نزدیک تر کن
التماس دعا

نمیشد این حرفا رو به تاخییر انداخت
جواب پست قبلی رو به زودی مینویسم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام
 به نظر شما درس خوندن در حوزه برای خانم ها چه فایده ای داره؟
اصلا فایده داره؟
به چه کار میاد؟
چیکاره میشن؟
به وقت و هزینه اش می ارزه؟
دوستای گلم حتما نظرتون رو بگید.
خواهرا فرض کنند خودشون طلبه باشن و برادرا فرض کنند خواهرشون میخاد طلبه بشه.از این منظر چه فایده ای براتون یا براشون داره!!!!!!
...
منم نظرم رو به شرط استقبال شما میگم.
نظرات رو حتما بخوانید،جالب و مفیده

ممنون از نظرات بسیار خوب دوستان
(امام خمینی رحمه الله علیه: علم نور است به شرط اینکه باتقوا همراه باشد والا حجاب است.
 این جمله ی امام خیلی نکته داره برای طلبه ها.)
من نظر شخصی خودم رو میگم بر اساس واقعیت های موجود!
کسی که طلبه میشه ممکنه هدف های مختلفی داشته باشه مثل علم،مدرک،تحصیلات،موقعیت اجتماعی،استفاده از وقت،دوستان خوب،فضای مذهبی،معلم شدن،مبلغ شدن و... اما حوزه میزبان طلبه هاست با یک هدف که اون هم خوده دین است.این ها همه موضوعات جانبی است که بلاخره به دست میاد ولی باارزش ترین دستاورد طلبه شدن خدایی شدنه.اینکه هر چه که یاد میگیری در زندگی به کار ببری و بعد به دیگران یاد بدی.
بهترین دستاورد تغییر سبک زندگی است.فرم زندگی. وقتی برای رضای خدا نفس بکشی دیگه غیبت هم نمیکنی،حسادت نمیکنی،زیرآب کسی رو نمیزنی و در جمع های زنانه به شیوه ی دیگری زندگی میکنی.و سبک تازه ی زندگیت را دیگران یاد میگیرن.
بهترین ثمره ی طلبگی که بین خانمهای طلبه دیدم همین بود که اون حرفای خاله زنکی بینشون نیست و همیشه در جمع هاشون به چیزای خوب فکر میکنند و سعی میکنند از هم کارای خوب یاد بگیرن.طرز فکرشون بهتره و برای رسیدن به آرمانشون کار میکنند.و در مسایل پوچ غرق نمیشوند و برای مشکلات به دنبال راه حل میگردند نه اینکه خودشون مشکل رو پیچیده تر کنند.
 برای طلبه ها هم موقعیت استخدام وجود داره مثلا چندسال پیش اموزش پرورش طلبه های خانم استخدام کرد.در مدارس غیرانتفاعی هم میتونن تدریس کنند ولی با همون سختی هایی که دیگران میکشند و حقوق های خییلی کم.اران های دیگه هم استخدامی هایی داره که معمولا عمومی نیست و من تو آشناها ندیدم کسی استخدام شده باشه.تاسیس دارالقرآن و موسسه های فرهنگی.و یا فعالیت در این موسسه ها.البته سطح بالا ها هم که زیاد در دانشگاه ها تدریس میکنند.پژوهش و نویسندگی هم که بسیار است.البته به نظر من بهتر اینه که خود طلبه خلاق و کارافرین باشه. و یادمون باشه که بهترین شغل یک زن خانه داری است و نباید زنان خانه دار رو دست کم گرفت.ه باارزش ترین شغل دنیا رو دارند.
 بعضی از دوستان گفتند که بهتره زن خانه دار باشه تا بیرون از خونه کار کنه.من مییخوام بگم توجه زن به خانه و همسر و فرزندان بسیار درسته ولی زنانی هستند که میتونن این وظایف رو مدیرت کنند و در بیرون از منزل هم فعالیت هایی داشته باشند.پس نمیشه برای همه یک نسخه ی کلی پیچید.همانطور که من بسیار دیده ام خانم های موفق اینگونه.از جمله مادر خودم.
  در کل تحصیل علم در بعضی رشته ها وقت گیر تره.من که هم مهندسی رو تجربه کردم و هم حوزه میگم که حوزه از اون درسایی است که بسیار وقت گیره.زمان حضور در کلاس ها بالاست.واحدهای درسی اش از دانشگاه بیشتره و مطالعه ی بسیار میخواهد.پس برای کسی که نمیخواد به علمش عمل کنه واقعا وقت گیره و نمی ارزه.اما برای کسی که اموخته هاش رو به خونه میاره و برای فرزندانش مادر نمونه میشه و برای همسرش همسری نمونه بسیار عالی است و هر چقدر هم که وقت بگذارد کمه.این نظر همسر من هم هست که خیلی از حوزه رفتن ما خوشش میاد.میگه این در سبک زندگیمون تاثییر داشته.
نظر من خیلی بلند بالا شد.امیدوارم که صادقانه حقایق رو گفته باشم
در پناه حق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام دوستان عزززیزم.
این جمله رو تا حالا شنیده بودید؟من تازه شنیدم.شهید آوینی رو خیلی دوسدارم.
نظر شما درباره این جمله چیه؟
جون من نظر بذارید.نظر شما برای من خیلی ارزشمنده.بهم کمک میکنه تا بهتر بشم.
پس یادتون نره.
در پناه امام باران




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : دختر بهشتی
سلام خدا
آقااااااااا قبول نیس
چرا همش من مریض میشم؟4تا امتحانمو ندادم.شانس همین هفته که میانترمام بود بدجوری افتادم خدا جون خودت که بهتر میدونی.حالا باید برم دخیل التماس تا شاید دوباره ازم امتحان بگیرن.شایدم نگیرن.خب از نظر من ایرادی نداره.همه جورشو پایم.از دست من کاری بر نمیاد.خدا جونم خودت یه کاریش بکن فدای بنده های مخلصت شم!جونه من یه امداد غیبی تپل برسون این آخره ترمی.قربون دستت
اصلا من که مریض آفریده نشدم،خودت خواستی اینطوری شم.نه، تو که بده بنده ات رو نمیخای.خب خودم دارم چوب گناهامو میخورم.ولی چوب خدا صدا نداره ولی درد خیییلی داره.عزیزدلم مهربونم نمیشه بدون کفاره گناهامو ببخشی؟؟؟
میشه ها...به شرط اینکه آدم بشم.خب تو که میدونی من ادم نمیشم چرا گیر دادی به من؟!!!!!!!!
ببخشیدااا...به خودت قسم منظور بدی ندارم ولی زبون منه کمترین درست نمیچرخه...خودت درستش کن
اصلا بیا یه کار دیگه کنیم...این مریضیا رو بذار طلبم من درسامو خوب بخونم،بعدش تابستون درخدمتم.نه تابستون هم نه.تابستون میخام یه کم جون بگیرم تا امسال بلاخره بعد دو سال روزه بگیرم.خییییییییییییلی دلم برای روزه بودن تنگ شده.میگن تن سالم برای طلبه بودن مهمه.میخای اینجوری از حوزه پرتم کنی بیرون؟من اگر ضعیف باشم که نمیتونم کتاب دست بگیرم.مثل الآن که نمیتونم نگاه کتاب کنم ولی میتونم تایپ کنم!!!!!!!!!!!!! به جان خودم الانم تب دارم ولی یکم هواییه نت شده بودم.
 حالا خدا جون قبول؟اصلا یه شفای درست درمون بده مارو بریم دنبال زندگیمون.نه بیام دنبال زندگیم.خیلی میخوامت جونه خودم!
 با مهربونیات انرژی میگیرم.با لطف و کرمت تازه میشم. با نور وجودت جون میگیرم
الهی !دوستت دارم خییییییییلی 
یه حرفای دیگه هم دارم که بعدا میگم
یه چیز دیگه هم هست...دلتنگ داداشمم.خیلی دلم براش تنگ شده.به خودت سپردمش.

سلام دوستان
وقت بخیر! یه هویی دلم خواست با خدام بحرفم.چه میشه کرد دیگه.
شما گوشاتونو بگیرید!!!!
یه عالمه حرف برای گفتن داشتم که یادم رفت.
راستی...خخخخخخخخ...رییس جمهور امروز اومده بود شهرمون.هه هه ما که نرفتیم استقبال.من که دعوتش نکرده بودم!کلا من دیدار رییس جمهورا نمیرم.فقط رهبر.که کوچیک بودم اومدن اینجا.ولی بال بال میزنم یه بار برم تهران پشت سر ایشون نماز بخونم.قصد جسارت به رییس جمهور ندارما.ولی یهو اومد.براش دعا میکنیم که تا آخر مهلتش به خوبی خدمت کنه و زیر پرچم امام زمان باشه و مطیع رهبر..ان شا الله!!!!
دست حق نگهدارتون،زیر سایه ی امام زمان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

هر که در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش میدهند...
دل خوشم به این یک بیت شعر

سلام
خوش آمدید به خلوت دوستانه ی من
آدم خاصی نیستم.طلبه ی علوم دینی و دانشجوی مهندسیITهستم.که به سختی تحصیل میکنم.ولی خاطرات خوشی از این دومحیط دارم.
-------------------------------
سال88 با آقای مهندس با عشق ازدواج کردم.خواستگاری سنتی بود ولی عاشقانه سر سفره ی عقد نشستیم.میگم با عشق چون ماجراها داره که شاید یه روزی بگم براتون.
-------------------------------
درست یک ماه بعد از عقد متوجه شدم که بیمارم و بعد از چند ماه دکترا گفتن سرطانه.به هرحال مهندس خواست که اول ازدواج کنیم و بعد درمانمو شروع کنم.سخت گذشت ولی خدارو شکر شفا پیدا کردم.الآن یک آدم معمولی هستم و از زندگیم به شدت راضیم.نتیجه ی صبر مهندس،یک شغل رسمی و زیارت خانه ی خدا بود و یک عالمه عشق من نسبت به مرد مهربونم.
فعلا بچه نداریم ولی عاااااشق بچه ام.
--------------------------
متولد اهوازم ولی چند ماهه که بخاطر شغل مهندس یه اصفهان اومدیم.و زیاد اینجا نمیمونیم
--------------------------
بهترین تفریحم نقاشیه.حالا رو یه کاغذ خط دار سر کلاس دانشگاه باشه یا تو اتاقم روی یه بوم سفید با رنگ روغن!عاشقشم.
-------------------------
یه مدت همش تو کاره بدمینتون و باشگاه بودم ولی حالا بخاطر کمبود وقت به شنا اکتفا کردم.هیچی مثله شنا بهم نشاط نمیده.
------------------------
سرطان هم فراموش کنید چون اصلا نمیخوام ازش بنویسم.خیلی تلخه و پر از درسه،که بهتره فقط خودم سرکلاسش باشم.
__--__--__--__--__
اینجا اتفاقات شیرین زندگیمو مینویسم و گاهی هم از عبرتهاش میگم تا فراموش نکنم.
اینجا هوای تازه میخوام.صدای جویبار و بوی سیب



...لطفا بعد از خوندن مطالب حتما و حتما نظر بگذارید.

مدیر وبلاگ : دختر بهشتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

طلـبـه پاســخـــگو


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic